اینجائید
  فارسي  
عضویت
نام شما :

ایمیل

HTML ایمیل


شما معرفی شده اید ،
میخواهید بروید یا روی پروفایل کار کنید.اینجا کلیک کنید !

جهانی شد ن ـ فرصت یا غفلت



08.01.08 15:32 ‎عمر‎ 3 yrs




‎از‎ دکتر محمد جاسمی







« امروز مشاهده می کنیم که بر اثر استفاده از ماهواره ها و سیستم « اینتر نت « همه دنیا در تمام لحظات به هم « متصل « شده است . اصطلاح « متصل بودن « Connectivity ورد زبان رهبران سیاسی و مدیران و کارشناسان اقتصادی و بازرگانی و آموزشی است.
سرعت ارتباطات و مخابرات ،  « جهانی شدنِ  ِ « پدیده های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را به دنبال آورده است .
« اتصال « در سیاست و تجارت و فر هنگ ، کشورهای در حال توسعه را با وضع خطیری روبرو می سازد. در این دنیای جدید ، در این اقتصاد جهانی ، اگر کشور های در حال توسعه جای مناسب برای خود دست و پا نکنند ، فرصت دیگری به دست نخواهند آورد و عقب ماندگی غیر قابل جبران ، آنها را در معرض زوال و نابودی قرار خواهد داد."

( شاهزاده رضا پهلوی ـ در گفتگو با احمد احرار)

« جهانی شدن « ، تعریف :

« جهانی شدن « کره زمین را با همه کوه ها و در یاها به یک « دهکده جهانی « مبدل ساخته است ،
دهکده ای که بر سر هر کوی و برزنش همه با هم گفتگو دارند و شایعات و اخبار را با یکدیگر گوش به گوش و دهان به دهان رد وبدل میکنند.
جهان گردی ، تلویزیون ، رادیو ، اینتر نت ، تجارت ، سر مایه گذاری ، شبکه ی بهم تنیده ای از ارتباطات بوجود آورده است که در سراسر تاریخ چند میلیون ساله بشر بی سابقه میباشد.
هیچ ملتی و یا جامعه ای نیست که بخواهد و یا بتواند خود را از کشش این شبکه بهم تنیده  پیوستگی ها دور نگه دارد. بر عکس هر روز چه کمیت و چه کیفیت ، چه چندی و چه چونی این ارتباطات و کنشهای متقابل گسترده تر و بیشتر میشود.
تطور گرایان ( اولوسیو نیستها ) فر آیند جهانی شدن را مر حله ی نوینی از تطور و تکامل عمومی بشریت میدانند. در این مرحله «  لایه معنویت  « در ارتباط متقابل با رفاه مادی انسانها بمنزله آخرین لایه ای که تطور عمومی حیات به صحنه پیدایش و نمایش کشانده است ، در سطح و ژرفا گسترش مییابد.
باید در نظر داشت که پارادیگم و نقطه نظر تطور گرایان بری از احکام اخلاقی خوب و بد است . بدین معنی که گسترش سطحی و عمقی «  لایه معنویت  « از دید گاه آنان نه با صفت « خوب « و نه با صفت «  بد « داوری نمی شود، بلکه صرفا دلالت بر یک فر آیند واقعی دارد.  آنچه در این فر آیند اتفاق می افتد ، گسترش و افزایش کمی و کیفی اطلاعات انسان هاست از خود و از طبیعتی که از آن بر خاسته اند وبا آن در تبادل دائمی مواد  قرار دارند.
دید گاه تطور گرایان مارا از آن بر حذر میدارد که گرفتار تک بعدی و تنگ نظری و کاهش گری در  قبال جهانی شدن شویم ، آن گونه و از آن دست که بطور مثال اقتصاد گرایان میشوند. آنها جهانی شدن را بیشتر به تجارت ، خدمات و سر مایه گذاری محدود می کنند و به دیگر جوانب آن توجه ندارند یا توجه چندانی ندارند. حال آنکه جهانی شدن فر آیندی چند لایه ای و پیچیده است مرکب از جهانی شدن اقتصادی ، جهانی شدن سیاسی و جهانی شدن فر هنگی .
براستی جهانی شدن شامل پدیده های بسیاری است :  مبادله  ایده ها و دانشها ، فن آوری ها و هنر ها ، امتزاج فر هنگها ،دامن گستری یک جامعه مدنی جهانی ، جنبش عمومی بشریت برای حفظ محیط زیست ، ایجاد اهرمها و نهاد هائی که بر اقتصاد جهانی تاثیر بسزائی می گذارند مانند صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و غیره.

واکنشهای مختلف در برابر « جهانی شدن « :

طبیعی است که در برابر روند چشم گیر جهانی شدن که دامنگیر همه کشور هاست ، واکنشهای متفاوتی از مثبت و منفی صورت گرفته است  . رویهم رفته میتوان گفت که جهانی شدن در آغاز صرفنظر از برخی استثناآت مورد استقبال شور انگیزی قرار گرفت .  بسیاری از مردم جهان و دولتها در این روند بهم پیوستگی های افزاینده جوامع ملی ، شانس و بخت بزرگی را برای رشد و توسعه ، رفاه و تامین اشتغالات برای کارورزان خود می دیدند . حقیقت هم اینست که تنها بین سالهای 1990 تا 1996 یعنی ظرف شش سال جریان سرمایه در کشور های رشد نیافته و یا در حال گذار شش برابر شد.
بیش از همه آسیای شرقی با بر خورد مثبت و معقول خود از جهانی شدن سود برد ،  زیرابدور از ایدئولوژیها و جبهه گیریهای  عقیدتی رشد و توسعه اقتصادی خود را بر مبنای صادرات به بازار های جهانی و دستیابی به فن آوریهای مدرن در تولید و پذیرش سر مایه گذاری های  محاسبه شده قرارداد. (بطور مثال آنها بازار خود را به روی سر مایه های سوداگر که در کوتاه مدت بدنبال سود های کلان هستند ،بستند وتنها در را بروی سر مایه گذاری های دراز مدت باز گذاشتند.)
کشور های آسیای شرقی با در پیش گرفتن سیاستهائی معقول  به رشد و توسعه و همزمان با آن به ثبات دست یافتند و ظرف بیست و پنج سال گذشته حتی یک مورد از رشد و توسعه منفی و رکود اقتصادی نداشته اند .( یکی دیگر از خط مشی های معقول آنها این بود که به توصیه های نئولیبرالیستی صندوق بین المللی پول گوش ندادند که آزادی کامل و بلا شرط بازار را از آنها خواستار بود ، بلکه به نقش تنظیم کننده و هدایت گر دولت در راهبرد اقتصاد توجه خاصی مبذول داشتند . )
بر عکس دولتهائی بودند که در همین زمان دست رد به سینه جهانی شدن زدند مثلا کره شمالی ، کوبا و ایران . یکی از دلایل اصلی جمهوری اسلامی در بر خورد پس زننده و حتی خصمانه اش ، حاکمیت  «ایدئو لوژی اسلامی « بوده است که هنوز هم ادامه دارد. طبق این ایدئولوژی خشن که از همان ابتدا بر پرچم دولت دینی نقش بسته و رئوس سیاست خارجی آنرا تشکیل داده است ، آنچه که « اسلامی «  نیست تنها ارزش آنرا دارد که از صحیفه روز گار محو شود. دقیقا به همین دلیل ، مخاصمه با جهان آزاد از همان بدو کار بمنزله مبارزه با «  شیطان بزرگ  « شروع شد که هنوز نیز ادامه دارد. طبیعی است که سیاست در لاک خود خزیدن و در های بسته از بیخ و بن با سیاست استقبال معقولانه از پدیده جهانی شدن و بر خورداری از موقعیت و فرصتی که برای رشد و توسعه به دست میدهد ، در تضاد است.
در زیر به بررسی کوتاهی از کار نامه اقتصادی این دو بر خورد متفاوت می پردازیم: یکی استقبال مدبرانه آسیای شرقی و دیگری برخورد دشمنانه جمهوری اسلامی .

بر خورد آسیای شرقی :

میدانیم که کشور های آسیای شرقی در حدود سی سال گذشته نمونه عقب ماندگی ، رکود اقتصادی و فقر شدید و گسترده اهالی و در نتیجه کیفیت بسیار نازل زند گانی بودند. ولی در عرض همین مدت با بر خورد مدبرانه و معقول خود به جهانی شدن بر این گرفتاریها و مشکلات جانکاه بطرز چشم گیری فائق شدند.
بطور مثال چین( بر خلاف توصیه های صندوق بین المللی پول ) با در پیش گرفتن یک سیاست کلان اقتصادی درست و توسعه گر ، به رشد سالیانه ای برابر 8 تا 9 در صد ( طبق برخی آمار حتی بیشتر )  دست یافت و امروز میرود که به یک غول صنعتی و حتی ابر قدرتی جدید مبدل شود.
نگاهی به آمار زیر که از سوی بانک جهانی منتشر شده است ،  گرایشهای رشد  و توسعه بر خی از کشورهای آسیای شرقی را نشان میدهد:
رشد در آمد سرانه در پاره ای از این کشور ها از سال 1970 ببعد از قرار زیر بوده است :

  در چین 286 در صد ( یعنی در آمد سرانه سالیانه بیش از چهار در صد افزایش داشته است)
   در کره جنوبی حتی 566 در صد ( یعنی در آمد سرانه سالیانه6 ,5در صد افزایش داشته است)
   در اندونزی 286 در صد ( یعنی در آمد سرانه سالیانه بیش از چهار در صد افزایش داشته است )
   در مالزی 283 در صد ( یعنی در آمد سرانه سالیانه نزدیک به چهار در صد افزایش داشته است )
    در تایلند 374  در صد ( یعنی در آمد سرانه سالیانه نزدیک به 5, 4 در صد افزایش داشته است )
طبق همان منبع ( بانک جهانی ) در کشور های زیر میزان کاهش فقر از قرار زیر بوده است :
( شاخص بین المللی فقر در آمدی برابر دو دلار در روز است . شاخص فقر شدید یک دلار در روز)

   در چین بین سالهای 1987 تا 2001  یعنی ظرف 14 سال میزان فقر از 67 در صد جمعیت به 47 در صد کاهش نشان میدهد و در سالیان اخیر از 634 میلیون نفر فقیر به 212 میلیون نفر تقلیل یافته است که بنوبه خود گرایشی بسیار چشم گیر است هر چند هنوز نتوانسته است بر فقر غلبه کند.
   در اندونزی در همان سالها میزان فقر از 76 در صد جمعیت به 52 در صد کاهش نشان میدهد و میزان افراد دچار فقر شدید حتی از 28 در صد به 8 رسیده است که گرایشی چشم گیر است .
   در مالزی طی سالهای 87 تا 97 یعنی طی ده سال میزان فقر از 15 در صد به 9 در صد کاهش یافته است و امروزه باز هم کمتر شده است .
  در تایلند از سال 92 تا 2000 یعنی طی هشت سال میزان فقر از 37 در صد جمعیت به 32 در صد رسیده است و این گرایش همچنان رو به پائین است .
نگاهی مقایسه ای به میزان سر مایه های بورس در جهان ، وزنه اقتصادی کشور های آسیای شرقی را که از جهانی شدن بدور از جارو جنجالهای ایدئولوژیک بهره برده اند ، بخوبی نشان میدهد :

سرمایه های بورس                                                  به میلیارد دلار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در ژاپن و کره جنوبی                                                  5000
در جاکارتا و سنگاپور                                                300
در ژوهانسبورگ                                                       100
در سائو پاولو                                                            150
در اروپای غربی                                                           10000
درآمریکای شمالی                                                    16000

کشورهای آسیای شرقی نشان دادند که اهمیت تشکیل اندوخته یعنی انباشت سر مایه و سر مایه گذاری را برای رشد و توسعه خود بخوبی درک کرده اند ، بدون آنکه چندان نیاز مند به سر مایه گذاریهای خارجی باشند یا سرنوشت خودر را پاک به دست سر مایه های خارجی بسپارند. ارقام زیر دلالت بر عرق ملی این کشورها در اندوختن سر مایه برای سر مایه گذاری دارد:

منطقه  یا کشوردر سالیان اخیر                                میزان اندوخته                        
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکل منطقه آسیای شرقی                                   25 در صد تولید نا خالص ملی
در چین                                                                40 در صد تولید نا خالص ملی
در سنگاپور                                                          42 در صد ( اجباری و پرداخت شده در یک
                                                                             صندوق تعاون ملی )

برای مقایسه و درک اهمیت میزان چشم گیر انباشت سرمایه این کشور ها باید دانست که در آمریکا پس انداز سالیانه برای سرمایه گذاری 14 در صد تولید ناخالص ملی بوده است .
برخی از کشور های نامبرده مثل چین، مالزی و سنگاپور به جلب سر مایه گذاران خارجی پرداختند و با این سیاست به درجات چشم گیر رشد و توسعه دست یافتند ( آنچنانکه گذشت ) ، پاره ای دیگر از کشورها مانند ژاپن و کره جنوبی از سرمایه گذاریهای خارجی صرفنظر کردند و با وجود آن به میزان قابل توجهی از رشد و توسعه سالیانه متداوم رسیدند. آنها که به جلب سرمایه گذاران خارجی همت کردند ، شرط آنرا انتقال فن آوریهای مدرن ، آموزش کارگران ماهر و رشد و توسعه اقتصاد ملی قراردادند . بعنوان مثال مالزی تنها منابع نفتی خود را به سرمایه گذاران خارجی واگذار نکرد ، بلکه آنها را بر آن داشت که به اکتشاف ذخائر دیگر این کشور کمک کنند و در همانحال فن آوریهای تازه را به اهالی کشور منتقل سازند. امروز شرکت نفت این کشور « پتروناس « حتی کارگران دیگرکشورهای در حال رشد را آموزش میدهد. مالزی با تشکیل شرکت نفت خود ، کلیه ارزش های مادی حاصله از در آمد مواد خام را در کشور نگه داشت و از صدور سرمایه های حاصله جلوگیری کرد.
دولت کره جنوبی پس از درک اهمیت فولاد سازی در کشور خود وبا صرفه بودن سر مایه گذاری در این زمینه ، بلا فاصله دست به کار شد و در سال 1968 یکی از سود آور ترین شرکتهای معظم فولاد سازی جهان را بوجود آورد .
دولت تایوان نیز از 1945 دست به کار تاسیس شرکت معظم و معروف « فورموزا پلاستیکز کورپوریشن « شد که امروز جایگاه شایسته تایوان را در این رشته از صنایع در جهان بر جسته میسازد.


برخورد منفی و انقباضی جمهوری اسلامی به جهانی شدن:

هنوزچند کشور هستند که با ایدئولوژی های باز دارنده و « ایسم « های دنیوی و مذهبی حالتی انقباضی در قبال پدیده جهانی شدن را در پیش گرفته اند و دارند در گرداب رکود ، تورم ، گرانی و فقر دست و پا می زنند مانند : کره شمالی ، برمه ، کوبا ، ونزوئلا ، بلیوی ، روسیه سفید،سوریه ، زمیبابوه و ایران.
اینها نه تنها قادر به جذب سرمایه و با آن فن آوریهای نوین برای رشد و توسعه کشور خود نشده اند که با جبهه گیری های مرامی و غیر عقلانی باعث فرار سرمایه از کشور های خود شده اند.
بگفته وزیر کار و امور اجتماعی  ، ایران به 3500 تا 4000 میلیارد دلار سرمایه گذاری جدید نیاز دارد که بخش عظیمی از آن باید در صنایع فرتوت نفت صورت بگیرد تا ایران بتواند در آینده با دیگر کشور ها رقابت کند ، ولی ... ولی بگفته موء سسه پژوهشی « اکونومیست «  لندن ایران از لحاظ جذابیت سرمایه گذاری در جهان در مقام هشتادم بین هشتاد و یک کشور (!) جهان قرار دارد. یعنی هیچ!
فاجعه هنگامی در همه ابعاد خود رخ مینماید که فرار سر مایه ها را از ایران به واقعیت بالا اضافه کنیم  طبق پژوهشهای شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان منتشره در نشریه « سرمایه « 85 برابر آنچه که بعنوان سر مایه به ایران وارد میشود ، سرمایه از ایران می گریزد . تنها 200 میلیارد دلار سرمایه ایرانی به امارات گریخته است و سالیانه 80 میلیون دلار بر آن افزوده می گردد.(به نقل از کیهان لندن، شماره 1186 ) در همانجا میخوانیم :
« بزرگ شدن مداوم دولت ، ضعف زیر ساختهای فیزیکی و عدم تطابق قوانین سر مایه گذاری در ایران با کشورهائی که کانون جذب سرمایه هستند ، از جمله مهم ترین موانع اقتصادی عدم جذب مناسب سرمایه گذاری خارجی عنوان شده است . «  در میان عوامل باز دارنده ، صحبت از درجات بالای « ریسک سیاسی «  است که هم از جذب سرمایه خارجی جلوگیری بعمل آورده و هم باعث فرار سر مایه های داخلی شده است .
شکل دیگری از فرار سرمایه را فرار مغزها تشکیل میدهد. طبق اعترافات مدیر کل وزارت آموزش و پرورش ،  تنها از بابت فرار مغز ها مبلغی برابر 38 میلیارد دلار به ایران زیان وارد شده است و این تنها با مهاجرت 150 هزار مهندس و پزشک ایرانی صورت گرفته است یعنی ارقام واقعی بمراتب بیش از این است .
اقتصاد دانان از پدیده ای بنام « لعنت ثروتهای طبیعی «  یاد کرده اند . دقیقا ایران ما هم بشکرانه سیاستهای جمهوری اسلامی دچار این نفرین بوده است .» لعنت ثروتهای طبیعی « به این معناست که کشورهای دارای ثروتهائی از قبیل نفت و گاز ، الماس و طلا و غیره از یکسو دچار فقر اندو از سوی دیگر دولتهای آنها در ثروت غوطه ورمیباشند .این پدیده ضد و نقیض
( پارادوکس ) بویژه از زمانی گریبانگیر ما نیز شده است که جمهوری اسلامی روی کار آمده است . دولت بویژه در اثر ازدیاد بی سابقه بهای نفت در جهان تا مرز بشکه ای صد دلار ، به ثروتهای هنگفتی دست یافته است ، ولی در همانحال دامنه فقر بین مردم گسترش یافته است.گرانی ناشی از تورم شدید یکی از علل این فقر عمومی میباشد. تورم خود ناشی از عدم تعادل بین حجم کالای در گردش با  حجم   پول در گردش است . کالای در گردش در اثر عدم سرمایه گذاریهای معقول وبابازدهی مطلوب در صنایع و زیر ساختها نسبت به پول در گردش ( در اثر در آمد دولت و چاپ بی رویه اسکناس ) کاهش می یابد و در نتیجه همان جنس را چند روز بعد باید با مبالغ بیشتری خریداری کرد که باعث بالا رفتن نرخ تورم میگردد. در حال حاضر نرخ تورم در ایران طبق آمار اخیر صندوق بین المللی پول در سال جاری بیش از 19 در صد بوده است .
طبیعی است که بار فشار دائم التزاید این گرانی های سر سام آور بیش از همه بر دوش کسانی است که حقوق ثابتی دارند و یا باید با در آمد کمی سر کنند مانند کارمندان ، کارگران، شاغلین عادی بخش خدمات ، روستائیان وغیره.
طبق اعترافات مقامات رسمی جمهوری اسلامی حدود بیست میلیون ایرانی زیر خط فقر ( دودلار در آمد در روز ) بسر می برند. بیکاری مزید بر تورم از عوامل فقر است . بر حسب آمار سر شماری سال 1385 کشور ، رشد بیکاری در ایران همچنان در افزایش بوده است . بویژه در بین جوانان و فارغ التحصیلان جوینده کار  و زنان .
از 60 میلیون جمعیت فعال ( بالای ده سال را گویند ) 87 در صد شاغل اند و 13 در صد بیکار ثبت شده اند که جمعیتی برابر با هشت میلیون نفر میباشد.
فقر ، فقر شدید ( یک دلار در آمد در روز) ، در آمد نا کافی یا کم ، نبود کار برای جذب بیکاران و یا فارغ التحصیلان جدید ، بستن کار خانجات در اثر واردات اجناس مشابه با قیمتهای « دامپینگ « ( قیمتهائی را گویند که زیر هزینه تمام شده ارائه میشوند تا رقبای احتمالی را از بازار برانند و بورشکستگی بر سانند مانند شکر وارداتی که باعث بسته شدن 35 کارخانه تا بحال شده است  ) ، عدم سر مایه گذاریهای مکفی ، فرار مغز ها و سرمایه های مادی از کشور تنها جنبه هائی از سیاست های تخریبی جمهوری اسلامی را بیانگر اند . برای دیدن تصویری از واقعیت کلی باید نظری نیز به شاخص « کیفیت زند گانی « انداخت که امروزه آنرا به در آمد ناخالص ملی و در آمد سرانه می افزایند تا به شاخص « کیفیت زندگانی « دست یابند . کیفیت زند گانی نه تنها شامل در آمد هاست بلکه نیز میزان بهره وری انسانها از بهداشت و تندرستی و فر هنگ و آموزش و پرورش و کیفیت آموزشی و پژوهشی کشور و تر بیت بدنی را نیز در بر میگیرد. اگر این شاخص را نیز به آنچه یاد کردیم بیفزائیم، وضعیت مردم در ایران بمراتب از آنچه گفته میشود ، بد تر است.
بعنوان مثال وزیر رفاه جمهوری اسلامی افشا کرد که در ایران تنها 4 , 4 در صد در آمد ملی صرف بهداشت و سلامت عمومی میشود و با توجه به این واقعیت ایران از لحاظ هزینه سلامتی در مقام  نود و سوم در جهان قرار دارد. برای مقایسه :  سنگاپور در رتبه ششم ، عمان در رتبه هشتم ، فرانسه در رتبه اول و آمریکا در رتبه دوازدهم می باشند.
با توجه به آمار سر شماری سال 1385  ایران از لحاظ بیسوادی  بین 210 کشور جهان در مرتبه 101  قرار دارد.
جمهوری اسلامی نه تنها از لحاظ اقتصادی با سیاست در های بسته و جبهه گیریهای خصمانه ایدئولوژیک در قبال جهانی شدن ،  کشور را از رشد و توسعه مطلوب و امکان پذیر باز داشته و به مدت سی سال فرصت و موقعیت را برای رفاه و ترقی از ما سلب کرده است که در صدد است با « انقلاب فرهنگی دوم « خود محتوای آموزشی و پرورشی ایران را بکلی از فر هنگ و تمدن نوین بشریت تهی سازد . رئیس جمهور وقت آقای احمدی نژاد در یک سخنرانی پرده از این ماجرا که در  پیش است ، بر داشت و گفت :
« ... مراکز پژوهشی و کسانی که کتب درسی و روشهای آموزشی را تدوین می کنند ، باید بطور کلی بر گردند ... اسلام یک نظام تربیتی از خود دارد و این را باید به دنیا معرفی کنیم.»
یک موء سسه حقوق بشری و صلح بنامCMIP با بررسی 115 کتب درسی دبستانی و دبیر ستانی که در ایران طی سالهای 2000 تا 2006 تدریس شده است ، نتیجه میگیرد که :
« هدف و محصول سیستم آموزشی جمهوری اسلامی شستشوی مغزی جوانان ، تروریسم پروری و آماده سازی جوانان برای مقابله با غرب و دنیای غیر مسلمان و بطور فشرده ، هدف آماده سازی چوانان برای جنگ ، یک جنگ سوم جهانی است . « ( کیهان لندن ، شماره 1166 )
آیت الله مصباح یزدی هدف از نطام آموزشی جدید را چنین بیان داشته است :
« نظام آموزشی موجود نه تنها بر مبنای فلسفه غیر اسلامی ، بلکه ضد اسلامی شکل گرفته است ...باید زمینه رابا نظام تربیتی اسلامی برای ظهور امام زمان فراهم نمائیم ....»
تردیدی نیست که « انقلاب دوم فرهنگی «  جمهوری اسلامی که متعاقب انقلاب فر هنگی اول در سال 1359 میآید ، جز مصیبت دیگری همآ نند انقلاب ناکام اول برای اقتصاد و فرهنگ و کیفیت زندگانی مردم در بر نخواهد داشت . همه این سیاستهای باز دارنده و تخریبی در حالیست که جهان بسرعت از لحاظ علوم و فن آوری ها به پیش می رود و کشورهای جهان سوم در صدد فرصتهای مناسبی هستند که خود را به در جات مطلوبی از رشد و توسعه اقتصادی و رفاه عمومی و پیشرفت فر هنگی  برسانند.
ایران می توانست جای شایسته ای در روند جهانی شدن در غرب آسیا داشته باشد . ایران با ثروتهای خداداد ، با وسعت و تنوع طبیعی خود ، با مردمان هوشمند و فر هنگ آفرینش نه تنها می توانست بلکه حتی می بایستی به اجرای نقش بر جسته ای در منطقه همت می گماشت و مدل و مشوق بازار وسیع خاور میانه میگردید.مارا از پذیرش این نقش که از هر لحاظ برای آن آماده و ساخته شده ایم ، گریزی نیست . تنها این جمهوری اسلامی است  که ما را از اجرای فعال آن باز میدارد و مضاف بر آن زند گانی را بر مردم ایران حرام کرده است . این جمهوری بخت و امکانات مارا برای برای سازندگی ، پیشرفت ، رفاه و عدالت اجتماعی به باد فنا داده است .
یکی از بهانه های جمهوری اسلامی برای سیاستهای انقباضی و در های بسته را از جمله میتوان جوانبی از روند جهانی شدن دانست که بار منفی دارند . طبیعی است که با توسل به این جوانب منفی و عوارض ناباب میتوان بکلی جهانی شدن را زیر نشانه پرسش برد ، کاریکه جمهوری اسلامی میکند ، ولی چنانچه در مثل گفته اند :  بچه را نباید با آب « وان « بدور ریخت ! در زیر پاره ای از انتقادات بجا و درست را به روند جهانی شدن یاد آور میشویم بدون آنکه بخواهیم و یا قصد داشته باشیم که کل این روند را نفی کنیم .

عوارض ناباب جهانی شدن کدامند؟

منتقدین بحق ایراد گرفته اند که جهانی شدن آنگونه که تا بحال جریان داشته است ، دارای عوارض زیر بوده است :
1 ـ مجموعه ای از ارزشهای معین را به کرسی می نشاند.
2 ـ به محیط زیست صدمه میرساند
3 ـ به نابرابریها دامن میزند
4 ـ تنوع و غنای فرهنگی را در جهان کاهش میدهد
اکنون بطور اختصار به هر یک از این ایرادات می پردازیم:

1ـ مجموعه ای از ارزشهای معین را به کرسی می نشاند:

در این زمینه بحق یاد آور شده اند که جهانی شدن با « آمریکانیزه شدن « تفاوت دارد. مدل
آمریکائی اقتصاد را نمی توان و نباید تحت عنوان « جهانی شدن « به مردم گیتی تحمیل کرد . این مدل خود را سرمایه داری لیبرال میخواند ، حال آنکه مدلهای دیگری نیز وجوددارد که موفق هستند مانند مدل اقتصادی  ژاپن ، مدل کشور های اسکاندیناوی ، مدل سر مایه داری اجتماعی اروپا که در آن بازار آزاد با اصل عدالت اجتماعی تلفیق یافته است . آمریکا هم آنچنانکه نئولیبرالها ادعا می کنند ، بدون نقش تنظیم کننده و هدایت گر دولت، آن نبود که الان هست . در آمریکا هم دولت چه در بخش رشد و توسعه ، چه در تنظیم و هدایت بازار و یا جلوگیری از انحصارات و تراستها و همچنین چه در تامین یک پوشش اجتماعی بنیادی برای مردم نقش موثری داشته است .
مساعی نئو لیبرالها در جهت کوتاه کردن دست دولت در اقتصاد ، خصوصی کردن بخشهای دولتی اقتصاد ، ( حراج آنها بین شرکتهای خصوصی ) و آزاد سازی بازرگانی و بازار سرمایه ( با رفع موانع گمرکی برای صدور و ورود کالا و سرمایه گذاریها در جهان ) و نیز حذف سیاستها و خط مشی های دولتی برای تنظیم و هدایت اقتصاد ملی ، نقش دولت را محدود به ثبات اقتصاد کلان میکند. در زمینه ثبات کلان اقتصادی پیش از همه ثبات قیمتها مطمح نظر است تا ثبات تولید ، ثبات اشتغالات و ثبات در استمرار رشد و توسعه اقتصادی کشور.

2 ـ به محیط زیست صدمه میرساند:

انتقاد دیگر نسبت به روند جهانی شدن صدماتی است که از این بابت به محیط زیست میرسد. روشن است که فر آیند جهانی شدن به یک معنی با تولید انبوه برای مصرف انبوه همراه است . روندی که پیوسته باید انرژی بیشتری مصروف آن شود. منبع اصلی انرژی نیز تاکنون انرژیهای سنگواره ای مانند نفت ،ذغال سنگ و گاز های طبیعی بوده است که مصرف انبوه آنها باعث تصاعد گاز کربنیک بیشتری در جّو میشود و پوشش این گاز بدورکره زمین از باز گشت گر مای ناشی از تابش خورشید بر زمین به فضا جلوگیری بعمل می آورد. طبق یک بررسی پژوهشی دانشگاه آکسفورد در سال 2005 ،  گرمای زمین طی سالهای 2000 تا 2100 بین 2 تا 8 درجه افزایش خواهد یافت. نتیجه آنکه زمین روز بروز گرمتر میشود و با پدیده ای بنام « دمای گل خانه ای «  روبرو شده است .میزان تصعید گاز کربنیک چند کشور بین سالهای 2002 تا 2003  از قرار زیر بوده است :
کشور                                      گاز کربنیک به میلیون تن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آمریکا                                               6000
اتحادیه اروپا                                        5000
چین                                                  3200
روسیه                                               1600
ژاپن                                                   1200
هندوستان                                         1000
کره جنوبی                                         500

در نتیجه بین سالهای 1974 تا 2000 در جه حرارت تنها در قطب جنوب ( قاره آنتارکتیس ) 3
درجه افزایش نشان میدهد. چنانچه این روند ادامه یابد ، با ذوب شدن کوه های یخی این منطقه ، سطح آب دریاها 8 متر بالا خواهد آمد ، و اگر کلیه یخهای آن ذوب شود ، سطح آب دریاها 64 متر مّد خواهد کرد که با آن بسیاری از کشور ها بطور کلی زیر آب خواهند رفت. کنفرانس جهانی  محیط زیست اخیر  در بالی بطور جدی زنگهای خطر را بصدا در آورد و گناه کشور ها بویژه کشور های صنعتی رابا تاکید تمام یاد آور شد .

3 ـ به نابرابری ها دامن میزند :

اقتصادیون نئو لیبرال یا محافظه کاران به کاهش تفاوت در آمدها اهمیت چندانی نمی دهند ، زیرا بر این اعتقاد اند که اقدامات دولتی برای ایجاد تعادل در این نابرابریها ، بسیار گران تمام میشود و حتی ضدتولیدی است . پیروان « بازار آزاد « بیشتر بر این باور اند که بازار ها خود بخود ـ یعنی بدون دخل و تصرف دولتها  ـ  از باز دهی مطلوب بر خور دارند و اینکه بهترین راه برای کمک به فقرا ، کمک به رشد و توسعه اقتصادی است که در نتیجه آن به گونه ای (!) تاثیرات در آمدی مانند اشعه ای در کلبه تاریک فقرا نیز نفوذ خواهد کرد (!)
بر خلاف این نظریات که مبتنی بر ارزشهای ایئولوژیک معینی هستند و نادرستی آنها در تئوری های متاخر به اثبات رسیده است ، بسیاری ار اقتصاد دانان بر ارتباطات متناسب و تنظیم کننده بین دولت و بازار تکیه می ورزند که هم به پدیده شکاف بین فقر و ثروت و هم به عوارض محیط زیست توجه دارد.
طبق آمار سال 2006 از جمعیت 6,5 میلیاردی جهان حدود 40 درصد آنها در فقر بسر میبردند و 900 میلیون گرفتار فقر شدید بودند. در آفریقا عارضه فقر و فقر شدید رو به افزایش داشته است . در روسیه پس از فرو پاشی کمونیسم 27 در صد جمعیت فقیر محسوب میشوند . در چین ـ همآنگونه که گذشت  ـ  با همه مساعی چشم گیری که صورت گرفته هنوز 212 میلیون نفر زیر خط فقر بسر میبرند. در ایران 20 میلیون دچار فقر اند و این شماره متاسفانه رو به افزایش است .
نا برابری به دو صورت ظاهر میشود :
نابرابری افزاینده بین فقیر و غنی در جهان و نابرابری بین فقرا و ثروتمندان در درون کشورها هر دوی این نابرابریها در چند دهه اخیر بطرز چشم گیری افزایش نشان میدهد. بطور مثال رشد سالیانه در آمد ناخالص سرانه در کشور های فقیر بین سالهای 1960 تا 2000 برابر با کمی بیش از 2000 دلار بوده است ، در حالیکه در کشورهای ثروتمند ، همان در آمد سرانه سالیانه از 2200 دلار به 27000 دلار رسیده است !
در درون کشور ها نیز وضع نابرابری بر قرار بوده است بشرح زیر :
بین سالهای 1979 تا 2001 در آمد 20 در صد از فقیر ترین اقشار جوامع صنعتی 8 در صد افزایش یافته است ، در آمد اقشار متوسط 17 در صد و در آمد ده در صد اهالی ثروتمند 69 در صد و بالاخره در آمد یک در صد از اهالی که در شمار ثروتمندترین افراد بوده اند ، 139 درصد افزایش داشته است

4 ـ تنوع و غنای فر هنگی را در جهان کاهش میدهد:

دانشها و معلومات به همه تعلق دارند و پولی نیستد  و یا نباید باشند  ، حال آنکه کشور های در حال رشد برای دستیابی به این معارف که از سوی اقتصاددانان « اموال یا خواسته های عمومی و جهانی « قلمداد میشوند ، باید حق اکتشاف و ثبت اختراع بپردازند. دانشها ، اموالی هستند که چنانچه کسی از آنها بهره بََرَد ، برای استفاده دیگری هم میمانند و چیزی از آنها کم نمی شود . حق اختراع و اکتشاف در باره این خواسته ها سخت دیگران را از بهره وری از آنها محروم میسازد ، بویژه آنجا  که پای کشورهای فقیر در میان است و باید مبالغ هنگفتی از این بابت بپردازند.
بطور نمونه تنها ظرف 50 سال یعنی از 1951 تا 2001 مردم 95 میلیارد دلار بابت حق ثبت اختراعات به کشور های غزبی پرداخته اند.. تنها چین ظرف 10 سال از 1993 تا 2003  مبلغ 3870 میلیون دلار را برای حق ثبت اختراعات به آمریکائیان پرداخته است .بهره وری مجانی کشور های صنعتی از معارف شرق را باید مزید بر این ناروائیها کرد.
نمونه دیگر اینتر نت است که گر چه یک « خواسته جهانی و عمومی « است  ولی زبانی که بر آن حکم میراند ، انگلیسی میباشد. 35 درصد کسانی که از اینتر نت بهره میگیرند ، زبان مادریشان انگلیسی است ولی 72 در صد زبان وب سایتها به انگلیسی بوده است.سپس به ترتیب زبانهای دیگر می آید :
چینی 14 در صد ، ژاپنی 8 در صد ، اسپانیائی 7,5 در صد ، المانی 7 درصد ، فرانسوی 4 درصد ، ایتالیائی 3 درصد ... بدیهی است که فیلم ، تلویزیون ، جهانگردی انبوه ، کالاهای مشابه ، اینتر نت ، موسیقی ، مُد ، نهاد ها و ساختار های مشابه و غیره تا حدود زیادی به یکدستی رفتار ها ونزدیکی فر هنگی مر دمان گیتی کمک می ورزند که بخودی خود نمی توان منفی دانست ولی هنگامی که پای تضعیف فر هنگهای بومی و قومی به میان می آید ، کاستن از تنوع فر هنگی بشریت محسوب میشود.با اینهمه جای نگرانی نیست و هیچگاه فرهنگها وشیوه های زندگانی قومها و ملتها به این حّد شناخنه شده و نزدیک بهم نبوده است که امروز هست.بنا بر گزارش جهانی یونسکو در باره فرهنگ( در سال 2000 )جهان از موزائیکی از  فرهنگهای گوناگون درست نشده است ، این تصویر ما را بکجراه میبرد ، بلکه جهان نهر بزرگی است که ازده ها جویبار و رود کوچک فر هنگهای ملی و بومی سیراب میگرددو این نهر بزرگ متعلق به کّل بشریت است .

برای یک « جهانی شدن « دموکراتیک و منصفانه :

برای رفع کاستی های کنونی جهانی شدن باید در زمینه های زیر اصلاحاتی چند را بوجود آورد:
  در زمینه فقر و ثروت و پر کردن شکاف بین ایندو و رفع نابرابریهای حاد بین کشور های صنعتی ثروتمند و کشور های در حال رشد و در حال گذار باید اقدامات عاجلی صورت بگیرد
در زمینه وامهای سنگین که بسیاری از کشور های در حال رشد حتی قادر به باز پرداخت فرع آنهم نیستند. کاهش این وامها و حتی بخشیدن آنها می تواند گام موثری در این زمینه باشد.
  در عرصه تجارت بین المللی باید به دموکراتیزاسیون مناسبات حاکم بر این عرصه پرداخت
  در پهنه آزاد سازی بازار سرمایه باید توجه به سرمایه گذاریهای دراز مدت با شرایط سازنده و مولدداشت
  در عرصه تصمیم گیری های سیاسی در جهان باید به اصلاحاتی ضروری پرداخت ، زیرا بسیاری از مسائل و مشکلات ناشی از جهانی شدن بدلیل آنست که سیاست در قفای اقتصاد لنگان است
  در زمینه بر خورد به پدیده جهانی شدن باید از نمونه های مثبت  دولتهای ملی یاد گرفت و با برخوردی عقلانی و بدور از تعصبات ایدئولوژیک از مواهب جهانی شدن بهره جست
  در عرصه حفظ تنوع و غنای فر هنگی گیتی و جلو گیری از « اونیفورمه شدن « فر هنگی باید به اقدامات ضروری و مناسبی روی آورد
در زمینه محیط زیست باید اکیدا به رویکرد ها ی زیر توجه داشت :جلوگیری از نابودی انواع جانداران ، آلودگی محیط زیست ،  گرم شدن بی رویه جوّ ،  تبدیل اراضی زراعتی به صحاری خشک  و ازدیادمنابع آب آشامیدنی و غیره .

بطور خلاصه :

روند جهانی شدن یک فرصت بی نظیر برای کل بشریت بویژه کشورهای در حال رشد محسوب میشود. شانس ایران و نسلهای آینده کشور ما در گرو انتخاب مواضعی درست در قبال جهانی شدن است ،  و این انتخاب تنها با مدیریتی دلسوز و معقول ، روشهائی شفاف و اسلوبهائی کار شناسانه و مصلحت گرا و در پیش گرفتن سیاست در های باز بجای در های بسته امکان پذیر است .سیاست در های باز تطور و تکامل تمدن بشری را می پذیرد و در چارچوب یک تقسیم کار عادلانه و دموکراتیک جهانی ، سهم  ایران را بر جسته میسازد.جمهوری اسلامی سّد این راه روشن است وباید جای خود را به نظامی دموکراتیک و مردمی بسپارد تا ایران بتواند جای  شایسته خود را در جهانی آزاد و متمدن باز یابد.






‎‏ حافظه‎
majale02012008_web_04.pdf

‎ نیست‎ اخباری دراین صفحه

responsible for all content is jonbeshenejateiran.org