اینجائید
  فارسي  
عضویت
نام شما :

ایمیل

HTML ایمیل


شما معرفی شده اید ،
میخواهید بروید یا روی پروفایل کار کنید.اینجا کلیک کنید !

قهرمانان خسته نیستند



25.10.07 11:39 ‎عمر‎ 3 yrs




 





تجمع دانشجویان وتظاهرات آنها به هنگام حضور محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه تهران، انعکاس وسیع جهانی داشته است. واکنش حکومت نیز به همین نسبت بی‌رحمانه خواهد بود. ممکن است چند روزی حوصله کنند و به روی خود نیاورند، اما یقین بدانید که از هم اکنون دست به کار شده‌اند و پرونده می‌سازند و مقدمات تصفیه حساب با «متجاسرین» را فراهم می‌سازند. دانشجوانی که در برابر دانشگاه جمع شدند و دست به تظاهرات زدند، از این نکته غافل نبودند. اهمیت قضیه در همین است. وقتی در یک فضای دیکتاتوری، کسی آشکارا فریاد می‌زند «مرگ بر دیکتاتور» می‌داند که خطر می‌کند و هزینه‌اش را خواهد پرداخت ولی این فریاد یک ملت است. هر ملتی قهرمانانی دارد که در زمان های خاص، هنگامی که باید فریاد برآورد و آنچه را در سینه‌ها نهان است عیان کرد، در فریاد زدن درنگ نمی‌کنند. آنان پیشگامان مبارزه در راه رهایی ملت از اسارت، مبارزه برای آزادی، مبارزه برای تحقق بخشیدن به آرمان‌های بزرگ و باشکوهند. دست از جان می‌شویند و تن به خطر می‌سپارند تا این رسالت را ایفا کنند. تا روح مقاومت در جامعه بدمند.  تا نگذارند که ملتی در خمود و جمود بمیرد و کشوری به قبرستان تبدیل شود. در ایران امروز، زنان و جوانان پیشگام این مبارزه‌اند. متأسفانه ما بخت آن را نداشتیم که وقتی زنی در موقعیتی شبیه آن شیر زن برمه‌ای شهرت و اعتبار جهانی حاصل می‌کند، با درک مسؤولیتی که تاریخ بر عهده او نهاده است، از این موقعیت استثنائی بهره گیرد و به علمدار مبارزه بزرگ ملی در راه آزادی و حقوق بشر تبدیل شود. اما نومید نباید بود. در عوض شاهد سربرداشتن قهرمانان گمنام از میان قشرهای مختلف جامعه‌ایم. کارگرانی که می‌رزمند. زنانی که می‌خروشند. جوانانی که فریاد می‌زنند. احمد باطبی، یک دانشجوی گمنام بود که در جریان یک تظاهرات دانشجویی، پیراهن خونین دوست همدورۀ خود را بر سر دست گرفت و فریاد خشم برآورد. تصویر او در این حالت، امروز در شمار تصاویر برجای ماندنی در تاریخ مبارزات انسانی به ثبت رسیده است. دستگاه ظالم جابر، به دلیل همین عکس و انتشار وسیع آن در سرتا سر جهان، احمد باطبی را زندانی کرد و شکنجه داد و او را از لحاظ جسمی شکست به طوری که از آن جوان رعنا چهره‌ای شکسته و قامتی خمیده باقی مانده اما از صلابتش ذره‌ای کاسته نشده است. حاکمان جابر به عبث گمان می‌برند که اگر یکی را مثل احمد باطبی گرفتند و تحت فشار و آزار قرار دادند، دیگران حساب کار به دستشان می‌آید و میدان را خالی می‌کنند. دانشجویانی که روز دوشنبه هفته گذشته در برابر دانشگاه تهران، «دیکتاتور حقیر سفاک» را به چالش طلبیدند و بی‌اعتنا به حضور تهدیدآمیز افراد مسلح، اعم از اونیفورم پوش یا لباس شخصی، هر چه در سینه داشتند بر زبان آوردند بر چنین تصوری مهر باطل زدند. در سالهای اخیر، بارها، به هر مناسبت، دانشجویان بی‌واهمه از خطرها و تهدیدها صف اول مبارزه بزرگ ملی را تشکیل داده و در برابر استبداد و ارتجاع، دلاورانه ایستاده‌اند. به گزارشها نگاه کنید. این دانشجویان نبودند که از نیروهای مسلح و اقتدار بی‌رحمانه حکومت می‌ترسیدند. حکومتگران بودند که حتی جرأت روبرو شدن و گفت و گو کردن با دانشجویان را نداشتند. رئیس جمهور «محبوب» که رئیس جمهوری آمریکا را به مناظره دعوت می‌کند، اجازه نداد یکی از دانشجویان آزاد اندیش به سالن سخنرانی راه یابد و او را درباره مسائل دانشجویی مورد سؤال قرار دهد. درنتیجه، دانشجویان این «سخنران زبردست» را با مستمعین دست چین شده‌اش، در سالن در بسته، به حال خود گذاشتند و سؤالاتشان را در فضای باز، به صدای بلند مطرح کردند: «آقای احمدی‌نژاد! با وجود توقیف بیش از صد نشریه، بازداشت مداوم فعالین سیاسی و فعالین حقوق بشر، اخراج و بازنشستگی اجباری اساتید، سه ستاره شدن دانشجویان و صدور احکام محرومیت ازتحصیل برای دانشجویان منتقد، تحمیل سانسور وقیحانۀ خبری به رسانه‌های مستقل، آیا صحبت کردن از آزادی بیان در ایران بیشتر شبیه یک شوخی نیست؟»




‎ نیست‎ اخباری دراین صفحه

responsible for all content is jonbeshenejateiran.org