![]() |
||
اینجائید فارسي |
|
|
استقلال قوه مذهبی د ر گرو آزاد ی آن از قد رت د ولتی است08.01.08 15:29 عمر 3 yrs از م. آزادگان تعبیر « ولایت فقیه» بمعنی ادغام قدرت دولتی و قوه مذهبی ، یک فاجعه است که آثار سوء آن چه برای دولت و چه برای خود دین و سر پرستان مذهبی جامعه قابل محاسبه و ارزیابی نیست. با فریب ، دروغ ، سرکوب و تروریسم ، بمب گذاری و کشتار بی گناهان در گوشه وکنار جهان نه میتوان دین و دینداری را تحکیم کرد و نه میتوان به رواج آن دست یافت و خواب و خیال یک امپراطوری شیعه را تحقق بخشید. چگونه مردم جهان « کالای « شیعه را از شما میخرند وقتی میبینند که این « کالا « با سنگسار ، آدم کشی ، شکنجه و زندان ، انحطاط اخلاقی ، مافیابازی ، فسادو دزدی اموال عمومی توسط خود عرضه کنندگان آن کالا همراه است ؟ براستی « شیعه « شما بهیچ وجه بدیلی و یا گزینه ای بر تر در برابر تمدن و شیوه زند گانی غربی نیست . این تمدن با همه معایبی که به پای آن می بُرید و می نویسید ، لا اقل توان آن رادارد که از درون خود معایبش را بر طرف سازد، حال آنکه شیعه تحمیلی شما مطلقا هیچ انتقادی را برای رفع نواقص و معایب فاحشش نمی پذیرد ، زیرا خود را مطهّر و برتر از هرعیب و ایرادی می پندارد! تشیع شامل سه آموزش اصیل است که نمی توان به نام دین بر آنها قلم بطلان کشید : ـ حُرّیت ، یعنی آزادی و آزادگی در برابر فشار و سرکوب حاکمین یکی از این آموزشهای اصیل است . « مکتب حسینی « بر این اصل استوار است. حسین تجّسد و نمونه بارز آزادیخواهی در برابر استبداد امویه بود. ـ حُّب وطن که مبنای عاطفی یک ملی گرائی و میهن دوستی راستین در کشور ما بوده است . شیعه در ذات واقعی خود با تعرض بیگانگان و یا اشغال ایران در گیر بوده است ، آنچنانکه تاریخ گواهی میدهد. ـ آموزش بنیادی دیگر تشیع ، عدا لت است . مبارزه با فقر و نابرابری و طرفداری از عدا لت چه سیاسی و چه اجتماعی ، از ویژگیهای آنست. مهدی و امید به ظهور یک ناجی چه چیز است جز امید به روزگاری که ظلم و بیداد رخت بر بندد و انسانیت واقعی در پرتو انوار داد و عدا لتی جهان گستر پیدایش یابد ؟ جامعه ایرانی در راستای این آرمان اصیل چشم به آینده دارد. حال باید دید که حکومت بلا منازع و انحصاری یک فقیه چه ربطی با این آموزشها دارد. ولایت فقیه در اصل چیزی جز سرپرستی روحانی جامعه مومنان معنی نمی دهد. استبداد مافیائی اشرافیتی از رسته ملایان که بدون هیچگونه مجوزی یک حاکمیت آزادی کُش را بر ملت تحمیل کرده اند ، بهیچ روی « ولایت فقیه « بمعنای واقعی آن نیست . حاکمیتی فاسد و غیر عادلانه از بنیاد با « ولایت فقیه « و آموزشهای اصیل تشیع که نام بردیم در تعارض است . خود امامان شیعه نمونه بارز این حقیقت بودند که مذهب باید تا حد امکان از قدرت و بویژه قدرت دولتی جدا باشدو ادغام ایندو را در یک دست مفسده انگیز می دانستند. از قضا جدائی قدرتها و توازن آنها یکی ازمبانی دموکراسی است ، زیرا تمرکز قدرت چیزی جز فساد، بی بند و باری ، ستمگری و بیعدالتی ببار نمی آورد که برای سلامت جامعه و ایمان مذهبی مردمان سّم است . تفکیک قوای دولتی از قوه مذهبی بیش از همه به قوه مذهبی و سر پرستان آن آزادی عمل میدهد که بتوانند به کار اصلی و خطیر خود یعنی سر پرستی روحانی و تعالی اخلاقی جامعه بپردازند و خود را با مسائل سیاسی روز و امور اجرائی دولتها در گیر نکنند و بگذارند نمایند گان منتخیب خود مردم پاسخگوی رسائیها و نا رسائیهای جاری مملکت باشند. از اینرو یکی از اصول حتمی دموکراسی آینده کشور تحقق همین اصل تفکیک و توازن قوا است که در مرکز آن تفکیک قوای دولتی از قوه مذهبی قرار دارد . تحقق این اصل به بحرانی که اکنون دین ودولت دچار آنند ، پایان خواهد داد ، جای شایسته قوه مذهبی را تامین و تثبیت خواهد کرد و قوای دولتی را ( مجریه ، مقننه و قضائیه ) بر مسند اصلی خود خواهدنشاند و از قیمومیت قوه مذهبی رها خواهد ساخت. تبدیل دین به یک آموزه سیاسی ، به یک ایدئولوژی برای اعمال قدرت ، زدودن و کاستن از جوهر اصلی دین است که بر جهان معنویت و ارزشها و هنجارهای اخلاقی انسانیت ناظر میباشد. متاسفانه چه در افغانستان و چه در ایران دو نمونه از این نا بکاری صورت گرفت که در هر دو مورد صدمات و جراحات سنگینی بر پیکر اسلام وارد آمد. آیا آن « دوره وحشت « در افغانستان « اسلامی» بود که طالبان با تکرار قرون وسطی پیاده کرد ؟ و آیا این « شهر خدا « است که شما آقایان بنام دین در ایران ساخته وپرداخته اید ؟ آیا مهندسی یک جامعه فاضله اسلامی که وعده کرده بودید جای خود را به یک جامعه ضاّله غیر اسلامی نسُپرده است ؟ در همانحال که مردم ایران از دست شما و الگوی اسلامی شما نالان و گریانند ، جهانیان به ریش شما میخندند. هم آبروی اسلام را برده اید و هم بد یلی در برابر تمدن مدرن جهانی نتوانسته اید ارائه بدهید که ذره ای از آن بهتر و ستوده تر باشد! ار کان ایمان مردم و بویژه جوانان را نسبت به هر چه رنگ دین دارد ، سست کرده اید و با هر قتل نفس و دلاری که بر قدرت و ثروت خود می افزائید ، از محبوبیت و اعتبار قوه مذهبی در جامعه می کاهید. از شما علمای خاموش که دم فرو بسته اید انتظا ر می رود که سکوت خود را بشکنید! زمان آن رسیده است که شما آقایان به کمک ملت بشتابید و به فاجعه ای که « جمهوری اسلامی « نام دارد ، یکبار برای همیشه با فتاوی خود و دفاع از حق حاکمیت ملت در برابر متجاسرین پایان دهید ! قوه مذهبی را از این مهلکه که گریبا نگیر آنست، بر هانید و آنرا آنچنانکه شایسته آن میباشد با منویات آزادیخواهانه و عدا لت جویانه ملت ایران پیوند د هید !برای ایفای این نقش باید به مفهوم « حق طبیعی» که علامه نائینی نیز مورد امعان نظر قرارداده است ، باز گشت تابتوان از دیدگاه حکمت الهی حق آزادی و حاکمیت ملت را بکرسی نشاند. در عصر ما حق طبیعی چهار عنصر را در مفهوم خود در بر میگیرد : جهانشمول است ، سکولار و دنیویست ، خود مختار است یعنی برخود متکی و نا مقیّد است و معقول یا راسیونال است ( یعنی بر پایه روش علوم طبیعی که روش هندسی نام دارد ، استوار است ) حق طبیعی بویژه بجهت دنیوی بودنش بخوبی قادر است نقش یک مکانیسم تفاهم آفرین و میانجی گر را در حل و فصل در گیری های گوناگون ، ایفا نماید و از اینرو بهترین راه حلها را در ادوار بحرانی ـ از آن دست که ما اکنون با آن روبرو هستیم ـ ارائه میدهد.( با تاء کید بر اصول برابری و آزادی فطری انسانها بویژه در قبال در گیریهای ناشی از تعصبات مذهبی و طبقاتی و قومی) در یک دموکراسی که بهرتقدیر آینده کشور ما را رقم میزند، سهم هر کس به میزان مایه ای ا ست که برای آزادی ملت و اعاده حق حاکمیت آن هزینه کرده است .
به بازگشت
|
نیست اخباری دراین صفحه |
|
responsible for all content is jonbeshenejateiran.org |
||
