اینجائید
  فارسي  
عضویت
نام شما :

ایمیل

HTML ایمیل


شما معرفی شده اید ،
میخواهید بروید یا روی پروفایل کار کنید.اینجا کلیک کنید !

گفتاری در باره « وحدت ملی»



08.01.08 15:28 ‎عمر‎ 3 yrs




‎از‎ دکتر ا . خرم نیآ ئی










وحدت ملی « میثاقی  یا پیمانی "( گاه نا گفته و نا نوشته ) بین آحاد هر جامعه ای است که به آن جامعه بقا ، دوام و هویت می بخشد. پیمان مزبور ، توافقی ضمنی یا وفاقی است مبتنی بر این اصل که :  «میخواهیم با هم و با تشریک مساعی با یکدیگر بعنوان یک جامعه ملی زنده باشیم ! «
بعبارتی کوتاهتر ، اصول باهم زیستی و هم آهنگی  بنیاد وحدت ملی است ولی اصول باهم زیستی و هم آهنگی که بطور ضمنی در هر جامعه ای بنیاد بقا و استمرار حیات آنرا تشکیل میدهد ، بر خاسته از مهر و خردی است که مبتنی بر مهر میباشد . از اینرو کینه و خشم زائل کننده مهر و تعصب و تاریک اندیشی کور کننده چشم خرد اند و به از هم گسستگی و در گیری بی پایان در جامعه می انجامند که گهگاه نیز آن جامعه را از درون منفجر ساخته و به حیات ملی آن پایان میدهند.
بدبختانه جامعه ما از بدو تاسیس جمهوری اسلامی دچار چنین عارضه و وضع نا بخردانه ای شده است. حاکمان جامعه را به دو دسته:  حزب الله و حزب شیطان تقسیم کرده اند و با جبارّی سنگدلانه ای به زور گوئی ، کینه توزی و تخاصم دامن زده اند و باصطلاح پیروان حزب الله را بر سرنوشت مردم چیره ساخته اند. نه تنها این ، حاکمین با سیاستهای نا صواب تخم تفرقه را در سراسر جامعه بین طبقات و اصناف ، بین زن و مرد ، پیر و جوان ، اقوام ایرانی ، مذاهب ، احزاب و دولتیان و مردم و غیره پراکنده اند.
در چنین شرایطی مسئله «  وحدت ملی  « بر مبنای آشتی ملی و دموکراسی بیش از هر زمان دیگری مطرح است و برای بقا و همبستگی ملی ما جنبه حیاتی دارد.
یکی از صور وحدت ملی  ، دولتهای وحدت ملی است که معمولا در شرایط بحرانی در یک کشور از ائتلاف بزرگ چند حزب تشکیل میشود و بارفع آن بحران نیز ضرورت ادامه دولت وحدت ملی پایان می یابد. زمینه عینی تشکیل چنین دولتهائی ، عوارضی تاریخی و بر خاسته از شرایط خاص داخلی و خارجی ، مانند جنگ و یا بحرانهای شدید طبقاتی و اقتصادی میباشد. با رفع این شرایط بحرانی ، دولتهای وحدت ملی نیز پایان می یا بند و رقابت حزبی از نو جای وحدت احزاب را در تشکیل دولتها میگیرد.
احتمال می توان داد که با بر افتادن جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام دموکراتیک پارلمانی در کشور ، ما با دوره ای از حیات ملی خود روبرو خواهیم شد که در آن حل و فصل مسائل و مشکلات حاد ، تنها از عهده «  دولتهای وحدت ملی  « بر آمده باشد. در این دوره حفظ ثبات ، محور اصلی سیاستهای دولت دموکراتیک را تشکیل میدهد.
بنظر میرسد که همه چیز به نحوه گذار از دیکتاتوری موجود به دموکراسی آینده بستگی دارد. چنانچه این گذار با « تفاهم ملی « و  روحیه « آشتی ملی «  صورت بگیرد که شالوده انتقال غیر خشونت آمیز قدرت را از دست حاکمین کنونی به نمایند گان منتخب ملت تشکیل میدهد ،  دولت وحدت ملی آینده از ثبات بیشتری بر خوردار خواهد بود .  ولی چنانچه « تفاهم ملی و آشتی ملی «  ـ به هر دلیل که هست  ـ  مبنای کار نباشد ،  ما با وضعی مشابه و شاید بد تر از عراق رو برو خواهیم شد که در آن گروه های متعصب و کینه توز به « زیر زمین «  خواهند رفت و با تخریب و ترور هر روزه ، دموکراسی نوپای ایران را با عدم ثبات شدید روبرو خواهند ساخت . در این صورت سیاستهای توسعه و سازندگی که نیاز به سر مایه گذاریهای دراز مدت و مشارکت مطلوب سرمایه ها و فن آوریهای خارجی دارد ، با مشکلات زیاد و یا حتی با شکست روبرو خواهد شد. نه تنها این ،  بلکه اقدامات تخریبی و تروریستی دستجات مذهبی متعصب در دموکراسی آینده ، می تواند بر رفتار گروه ها و ساز مانهای افراطی دیگری که طبق ایدئولوژی و معتقدات خود ، تعارض و در گیری را اساس بر نامه سیاسی و چهره مند سازی خود قرار داده اند ، تاثیر بگذارد و آنها را به اقدامات دولت شکننانه بفریبد و وادار سازد.ترسیم
این «  سناریوی «  ناباب برای رماندن و تر ساندن از آینده دموکراسی ایران نیست ،  بر عکس برای بر انگیختن به هوشیاری و درایت سیاسی است  . برای بر جسته ساختن نقش مهر و خرد بر خاسته از آنست در استراتژی رهائی بخش ما.  در این استراتژی صورت دیگری از « وحدت ملی « باز تاب می یابد.
از اینرو باید خط مشی اصلی رهائی بخش ما برای نیل به دموکراسی مبتنی بر اصول» تفاهم و آشتی  ملی « استوار باشد و گذار از دیکتاتوری کنونی به دموکراسی آزاد آینده باید بر محور این اصول تحقق یابد.     بسیج گسترده مردم ، اعتصابات و اعتراضات دامن گستر ، نافر مانی مدنی در کلیه سطوح تظاهرات مسالمت آمیز ، روشنگری و مبارزات افشاگرانه و تهییجی در جبهه تبلیغات ، جلب حمایت جهانیان نسبت به مطالبات آزادیخواهانه و حق طلبانه مردم ایران ،   همه و همه باید بر حول محور  «تفاهم و آشتی ملی « استوار و مُلهم از این اصول باشد والّا به سراب جدائی ها ، کینه توزیها ، انتقامجوئی ها ، اتهامات متقابل و مقصر شمردن یکدیگر منجر خواهد شد که برای ملت ایران و آینده نسلهای آن چیزی جز نا مرادی و شور بختی بیشتر به ارمغان نخواهد آورد.
بنا بر این مبارزه برای بر چیدن بساط استبدادی کنونی ، بهیچوجه در تعارض با خط مشی
« تفاهم و آشتی ملی «  نیست زیرا نه با استبداد میتوان سازش کرد و نه برای آن ذره ای تفاهم داشت . این مبارزه ای است پیگیر که به هیچ بهانه ای نُکث، کوتاهی و غفلت را در خود نمی پذیرد، بر عکس درست یک قطب بندی روشن در برابر اصول کینه توزی و خصومتی است که عوامل و کار گذاران جمهوری اسلامی در مقابله با ملت در پیش گرفته ا ند و از « بالا « و با تمام امکانات رسانه ای بر ملت تحمیل کرده اند. هدف همانا خلع سلاح اخلاقی عوامل حاکمیت استبدادی است . بالاتر از آن ، هدف تجهیز اخلاقی ملت به اصولی است که پایه و مایه حیات شکوفای ملی مارا ورای عارضه دیکتاتوری مذهبی کنونی که بهر تقدیر پدیده ای گذراست ،  تشکیل میدهند .
ما باید جمهوری اسلامی را به نیروی مهر و خردی که بر خاسته از مهر است ، بزانو در آوریم ،   «دشمنی «  فی نفسه منظور ملت نیست . «  دشمنی « با کینه توزان و نا بخردان حاکم برای باز گرداندن حریف به راه آشتی و مهر است که شالوده حیات همآ هنک و شاد ملت ماست نه بمعنی امحاء فیزیکی طرف مقابل یا آزار انتقامجویانه و تقاص از آنهائی که سرکوبگر و ستیزه جو بوده اند.قدرت واقعی در تداوم « مار پیچ خشونت «  به بالا نیست ، بلکه در شکستن طلسم آنست به نیروی عفو و بخشند گی! عفو به پیروزی این آر مان ستُرگ می انجامد که خشونت ، امری محتوم نیست و می توان به نیروی مهر بر آن چیره شد و دوباره به سر زندگی باز گشت .  ما اکنون مدتهاست که در گرداب خشونت و بحران و جّو زهر آگین ستیز و کینه توزی از حیّز زند گانی عادی ساقط شده ایم.   بحران بر همه ما حکم می راند و نه ما بر بحران!
دعوت شاهزاده رضا پهلوی به یک جنبش فراگیر و ملی بدور از دسته بندیهای مرامی و حزبی رایج ، چه چیز جز دعوت به وحدت ملی در تفاهم و آشتی است ؟ پیام شاهزاده رضا پهلوی بر خاسته از مهری است که شالوده زندگی آفرین فر هنگ ایران است و بویژه رو بسوی حاکمین دارد که زندگی را به بحران ، بحران را به فاجعه و فاجعه را به برادر کشی مبدل کرده اند . پیامی است که رو به مذهب و کسانی دارد که بنام مذهب ، جان و مال و ناموس مردم را خود سرانه ببازی گرفته اند ، پیامی است به نیروهای طرفدار رژیم گذشته که بر نیروی عادت غلبه کنند و آینده را فدای گذشته ها نسازند . دعوتی است از نیروهای مخالف که با الهام از روحیات تفاهم و آشتی ملی آگاهانه و مشترکا عمل کنند و الگوی رفتاری خود را به جامعه تسرّی دهند. ندائی است به جوانان که بار گناه پدران را به دوش میکشند و ما با پیشداوریها و لجاجت بازیهای خود سّد راه آینده آنها شده ایم . آوائی است از اعماق حافظه تاریخی مان که وحدت و حشمت ایران و شهرت جهانی فر هنگ والای آن مرهون عِرق ملی و تنوع فرهنگهای قومی ماست . پیامی است به کلیه نیروها و طبقات آزادیخواه کشور که در و گیر ودار منافع قسمی و قابل فهم خود ،به سوی راهی تلاش و جهت یابی کنند که طبیعت جلوی پای هر جامعه ی پویا و زنده ای نهاده است :  شاهراه وحدت ملی !






‎‏ حافظه‎
majale02012008_web_08.pdf

‎ نیست‎ اخباری دراین صفحه

responsible for all content is jonbeshenejateiran.org