![]() |
||
اینجائید فارسي |
|
|
سخنی با حسین شریعتمداری و حاشیهای بر تجمع دانشجویان علیه احمدینژا25.10.07 11:37 عمر 3 yrs رشید اسماعیلی دانشجوی دانشکده حقوق و علوم سیاسیحسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان طی یادداشتی تحت عنوان «صداها را بشناسید»، دانشجویان معترض به سیاستهای جاری را مخاطب قرار داده است. نوشتههای حسین شریعتمداری از این رو که نماینده افکار و مواضع افراطیترین بخش حاکمیت در ایران است همیشه مهم و قابل توجه بودهاند. هرچند حسین شریعتمداری کوشیده است در «یادداشت روز» در پوستین ظاهرالاصلاحی «اندرزشان دهد»، من اما مانند میلیونها ایرانی که نقش «پدری» و «قیمی» امثال آقای شریعتمداری و هیچکس دیگر را بر نمیتابند، و از آنجایی که ایشان مدیر روزنامهای است که با بودجه عمومی اداره میشود، از موضع یک «شهروند صاحب حق» و «حاکم بر سرنوشت خویش» با ایشان سخن میگویم. یادداشت اخیر وی میتواند بیانگر تحلیل و احتمالاً واکنش این بخش قدرتمند حاکمیت در قبال اعتراضات وسیع دانشجویی روی داده در دانشگاه تهران، همزمان با سخنرانی محمود احمدینژاد در این دانشگاه باشد. از این رو پاسخ به آن از سوی دانشجویان شرکت کننده در آن تجمع ـ و مدافعین آنها ـ لازم به نظر میرسد. به همین جهت نگارنده نه از موضع سخنگوی دانشجویان ـ که در جنبش دانشجویی ایران هیچکس واجد چنین صفتی نیست ـ بلکه از منظر تنها و تنها یک «دانشجوی منتقد و معترض به سیاستهای جاری حاکمیت» نکاتی را ذیلا پیرامون یادداشت اخیر، خدمت آقای شریعتمداری عرض میکنم: 1 ـ اینکه جنابعالی بالاخره پذیرفتهاید که حداقل بخشی از منتقدین حاکمیت از «فرزندان این مرز و بوم» هستند جای خوشوقتی فراوان است ـ اگر من باب تعارف و تکنیکی نباشد ـ البته هر چه به انتهای یادداشت شما نزدیک میشویم رفته رفته قلم عنان از کف میدهد و راز دل هویدا میکند؛ به طور مشخص آنجا که در بندهای 3 و 4 نوشته خود سررشته اعتراضات را در دست آمریکا و اسرائیل دانستهاید و معترضان را سرسپردگان به آنها. آقای شریعتمداری! بیایید یکبار برای همیشه تکلیف این وابستگاه اسرائیل و آمریکا را مشخص کنید. بیایید یکبار برای همیشه مدارک و اسناد مورد ادعای خود را افشا کنید. بیایید یکبار برای همیشه مستنداً معلوم کنید این وابستگان و حقوقبگیران آمریکا که به زعم شما همه اعتراضها و مخالفتها را سازماندهی میکنند چه کسانی هستند؟ چرا برای این همه ادعا حتی یک «مدرک» ارائه نمیشود. شما یا هیچ وقت مدرکی نداشتهاید که ارائه کنید و یا هر وقت که در مضیقه «مدرک» گرفتار شدهاید با دستگیری چند نفر بختبرگشته از همه جا بیخبر و اخذ اعترافات به شیوههایی که خود بهتر میدانید، خواستهاید از بحران اثبات ادعاهای خود برهید. این سناریو اما اکنون سالهاست که کارایی خود را از دست داده است. شما از وزیر اطلاعات خواستهاید که آرشیو گفتههای احسان طبری را کتباً منتشر کند. این کار خوبی است که میتواند مورد توجه و استفاده همه پژوهشگران تاریخ معاصر قرار گیرد. حال اجازه دهید نگارنده نیز دو تقاضا و یک سؤال از وزیر اطلاعات بکند: الف) هرچه سریعتر و بنا به اقتضائات امنیت ملی، مدارک و مستندات قانونی مرتبط با وابستگی مالی و سیاسی افراد مورد ادعای آقای شریعتمداری را منتشر کنید. و اگر چنین مدرکی وجود ندارد سریعاً اعلام کنید. در اینجا به عنوان یک دانشجوی حقوق لازم میدانم به این نکته بدیهی اشاره کنم که مدرک از نظر حقوقی تعریف مشخص خود را دارد، اعترافاتی که از افراد در شرایط انفرادی و شکنجههای جسمی و روحی اخذ شده نمیتواند مدرک باشد، تنها اعترافی موجه است که در کمال آزادی و نزد قاضی صورت گیرد والا اعترافاتی که فرد به محض خروج از شرایط انزوا و رفع فشارهای جسمی و روحی آن را تکذیب میکند که تکلیفش معلوم است. ب) تقاضای دوم من اما شبیه تقاضای آقای شریعتمداری است. من نیز خواهان در دسترس قرار گرفتن بخشی از آرشیو وزارت اطلاعات برای عموم مردم هستم. منتها فرقش این است که این بخش از آرشیو اطلاعات به غیر از «مورخان» سخت به کار قضات مستقل (اگر هنوز وجود داشته باشند)، که آماده محاکمه «هر جنایتکاری» هستند نیز میآید: کلیه مدارک مربوط به پرونده موسوم به «قتلهای زنجیرهای» و باند معروف به «محفل سعید امامی». امیدوارم آقای شریعتمداری هم که اینگونه جویای حقیقت است با این درخواست مخالف نباشد. بالاخره افراد طرفدار حقیقت باید با کشف هر حقیقتی موافق باشند.
به بازگشت
|
نیست اخباری دراین صفحه |
|
responsible for all content is jonbeshenejateiran.org |
||
